أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )

802

الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )

( 1 ) . شاخه‌هاى جوان گياهان ( عمدتا سبزىها ) يا سرشاخه‌ها و غنچه‌هاى باز نشده آنها را با اين واژه نشان مىدهند ؛ قس . ابو حنيفهء 450 ؛ Lane ، 2493 . ( 2 ) . در نسخهء الف يك سطر اضافى وجود دارد : الاخر اغصان الشجر الرطب هو اكثر من غذاء قداح النبات . ( 3 ) . الفصفصة ، قس . Lane ، 2403 . ( 4 ) . اسپست ، قس . I , Vullers ، 90 . 819 . قذروس 1 [ اين ] « درخت قطران » 2 است . ( 1 ) . يونانى - Cedrus libani Barrel . ( عيسى ، 14 43 ؛ III , Low ، 30 ) يا Juniperus oxycedrus L . ؛ تئوفراست ، 544 ؛ ميمون ، 341 . قس . ديوسكوريد ، I ، 81 . در نسخهء فارسى حذف شده است . ( 2 ) . القطران - صمغى كه از سدر و جز آن استخراج مىكنند ، نك . شمارهء 849 . 820 . قرنفل 1 - درخت ميخك [ ميخك ] به هندى لونگ 2 و لونگهل 3 ناميده مىشود . مادهء آن شاخه‌هاى كوچك است كه بر آنها ميوه‌هاى چهار وجهى همانند گل‌هاى ناشكفته قرار دارند ، آنها بسيار شبيه ميوه‌هاى مورد هستند . نر آن به هندى لونگهل ناميده مىشود 4 . آن سياه‌رنگ و شبيه بلوط و هستهء غبيرا 5 است . عطرش در پوسته آن است و در درونش مغزى وجود دارد كه هستهء آن است . ميان آنها و هستهء خرما تفاوتى وجود ندارد ، جز اينكه پوستهء آنها مانند بلوط سفيدگونه است و بو ندارد . آنها قابض‌اند و در تركيب داروهاى چشم وارد مىشوند . هندىها اين [ ميخك ] نر را در درمان‌هاى خود به كار مىبرند ، نيز آنها را به شكل گردن‌بند به نخ مىكشند 6 . رازى : [ ميخك ] دو نوع است : يكى از آنها شاخه‌هايى است از نظر شكل شبيه ياسمن اما سياه‌رنگ و اين [ نوع ] ماده است . [ نوع ديگر ] شبيه هستهء زيتون اما درازتر و سياه‌تر است ، مزهء تند و بوى خوش دارد و اين [ نوع ] نر است . الحاوى و ابو جريج : صمغ درخت ميخك از نظر نيرو شبيه صمغ سقز است . الرسائلى : ميخك بستانى همان « فرنجمشك » 7 است . * الزنجانى 8 : خاستگاه ميخك كرانه‌هاى جاوه است . عطار 9 مىگويد : [ قرنفل ] ميوه « نارنج چينى » 10 و قرفة القرنفل 11 پوست آن است .